معرفی کتاب هایدی

اثر یوهانا اشپیری از انتشارات پینه دوز - مترجم: مهسا طاهریان-ادبیات کودک

ارسال شده توسط ایران کتاب در تاریخ سه شنبه 12 دی 1396
Heidi (German: [ˈhaɪdi]) is a work of childrens fiction published in 1881 by Swiss author Johanna Spyri At the age of five, little orphan Heidi is sent to live with her grandfather in the Alps. Everyone in the village is afraid of him, but Heidi is fascinated by his long beard and bushy grey eyebrows. She loves her life in the mountains, playing in the sunshine and growing up amongst the goats and birds. But one terrible day, Heidi is collected by her aunt and is made to live with a new family in town. Heidi cant bear to be away from her grandfather; can she find a way back up the mountain, where she belongs?


خرید اینترنتی کتاب هایدی
معرفی کتاب هایدی
جستجوی کتاب هایدی در گودریدز

معرفی کتاب هایدی از نگاه کاربران
نام اصلی کتاب، سال‌های خانه‌به‌دوشی و یادگیری هایدی ست که معمولاً به اختصار هایدی نامیده می‌شود. این رمان به زندگی دختر نوجوانی می‌پردازد که در آلپ سوئیس از پدربزرگ خود مراقبت می‌کند. این داستان نخستین بار در سال ۱۸۸۰ در قالب کتابی با نام «برای بچه‌ها و آنهایی که بچه‌ها را دوست دارند» نوشته شد. دو کتاب دنباله این داستان به نام‌های «هایدی بزرگ می‌شود»، و «بچه‌های هایدی» توسط چارلز تریتن مترجم انگلیسی اثر اصلی، نوشته شدند. کتاب‌های هایدی از معروف‌ترین آثار ادبیات سوئیس در جهان به‌شمار می‌روند. این اثر افزون بر شهرت جهانی در ایران نیز بسیار مشهور است. هایدی تاکنون در حدود بیست بار به زبان فارسی ترجمه و منتشر شده‌است. تاکنون فیلم‌ها، مجموعه‌های تلویزیونی، انیمیشین‌ها (مانند هایدی، دختر آلپ) و بازی‌های ویدیویی زیادی بر پایه داستان هایدی ساخته شده‌اند. همچنین یک منطقه توریستی در سوئیس به نام هایدی‌لند نام‌گذاری شده‌است. انتشارات امیرکبیر، سازمان کتابهای طلائی، چاپ دوم، 1345

مشاهده لینک اصلی
هدی، یک کتاب سوئیس که ابتدا در سال 1881 در آلمان منتشر شد، یکی از آن کتابهایی بود که من بزرگ شدم: مادر من یک نسخه ساده و مختصر از آن داشتم که بارها و بارها خواندهایم و به عنوان یک کودک عاشق شدم. هنگامی که متوجه شدم گروه GRCatching در Classics @ این کار را به عنوان یک گروه انجام دادم، به من خوش گذشته بودم و از این فرصت برای بازگشت دوباره Heidi و زندگی ساده و شاداب او در Alps سوئیس با پدربزرگش هیجان زده شدم. Heidi، 5 ساله یتیم یتیم، توسط خواهر دت مادرانش مطرح شده است، که از اعمال تحقیرآمیز است. هنگامی که Dete پیشنهاد شغلی می دهد، او به سمت روستای سوئیسی که در آن او بزرگ شد، روستای (خیالی) Dörfli (little village @) و پس از آن حتی بیشتر از کوه به راهپیمایی کوچک Heidi در او پدربزرگ ناامید کننده، فراموشی تلخ. با وجود اینکه او را ناراحت کرده بود، پدربزرگ به سرعت به هدی می پیوندد و از هوش و شور و شوقش می ترسد. او در آلپ و سرزمین دوست داشتنی آلپ سوئیس رشد می کند، بلافاصله لباس و راه های شلوغش را از بین می برد و به پاتریک محلی کمک می کند. کوه Falknis، با دو @ برج، @ نزدیک جایی که هدی و پیتر تمایل به بز همه در اطراف هیدی رشد می کند به او را دوست دارد: پدربزرگش، پیتر، مادربزرگ پترز. تنها مشکل این است که @ Alm-Uncle، @ پدربزرگش، چنین بی اعتمادی عمیقی از مردم و زندگی شهری داشته است، زیرا او حاضر نیست حتی او را به مدرسه روستا بفرستد. هايدي پس از سه سال به طور ناگهاني دوباره ظاهر مي شود و هنگامي که هيتي به فرانکفورت سفر مي کند، همراه با کلارا، يک دختر ثروتمند، اما مضطرب و غيرقانوني است. پسر پرشور ما، دختر مشتاق شروع به احساس ناامید کننده ای می کند، در شهر بزرگ همکاری می کند. اما هیدی درس هایی برای یادگیری دارد، و خدا برنامه ای دارد. من توصیف مفصلی از Alps های دوست داشتنی و زندگی در آنجا را در دوران قدیم دوست داشتم. فرض می کنم حدی کمی از شخصیت مریم سو، اما طبیعت پرطرفدار او، مانند تمام بزرگان، پرنده است، جذاب بود. و - ادامه دادن استعاره های حیوانی - من واقعا برای او احساس کردم زمانی که او احساس پرنده ای را در فرانکفورت گرفت، هرچند چیزی که از دست رفته بود کمی بیش از حد بود. شخصیت Alm-Uncles که به طور کلی نسبت به بشریت تلخ است، اما به سمت نوه جوانش واجب است، به نظر من کاملا قابل اعتقاد به نظر من بود و صادقانه، وقتی که شروع به خواندن کرد، مانند زاد و ولد پسر در کورس ها، برای پیدا کردن راه بازگشت به هماهنگی با خدا و همراهانش. مادربزرگ مقدس کلارس نمونه ای از روحانی است اما طنز کوچکی را دربر می گیرد تا درس های معنوی او را به هیدی متصل کند؛ پدربزرگ پیتر، مادربزرگ کور، به همان اندازه شجاعانه عمل می کند، اما با دیگر شخصیت های بدخیم اما عجیب و غریب ویکتوریا هم سازگار است. موعظه به سمت انتهای آن کمی سنگین بود، هر چند من از پیام ادامه ادامه اعتماد به خداوند قدردانی می کنم حتی زمانی که نماز خواندن فورا پاسخ داده و در عین حال نیاز به اقداماتی جهت بهبود شرایط خود را تا آنجا که ممکن است. من هم نمیتوانم کمک کنم اما با این مفهوم که کشور زندگی میکنم با شیر بز و پنیر تند تفت داده شده بر روی نان، هوا کوی کویر و زیبایی طبیعت، تقریبا همه چیز را بهبود میبخشد. ... خوب، در واقع من مثل پنیر بز، تربت یا غیره نیستم، اما باید بگویم که هدی به من احترام می گذارد که یک شات دیگر را بدهد. در کل من کاملا از همدیگه با هایدی و دوستانش لذت می برم، بعد از چندین سال از هم جدا شدن. هدی را به خوانندگان توصیه می کنم که دوست دارند کلاسیک های قدیمی کلاسیک مانند Anne of Green Gables را بخوانند و در مورد خواندن آنها دغدغه های دینی سالم نداشته باشند. توجه داشته باشید که ترجمه های انگلیسی: از آنجا که این کتاب بیش از 100 سال است، کپی رایت و چندین نسخه رایگان انگلیسی موجود است. من بخشی از هدی را به آلمانی بخوانم و مقایسه هایی را بین سه نسخه انگلیسی که در پروژه گوتنبرگ یافتم مقایسه کردم. هیچکدام از آنها به طور کامل من راضی نبودند، اما من فکر میکردم این یکی بهترین است، نزدیکترین متن اصلی آلمانی بدون اینکه غیرممکن است بیخوابی: http://www.gutenberg.org/ebooks/1448. من مطمئن هستم ترجمه های بهتر وجود دارد، اما من با آنچه که من می توانم آنلاین رایگان پیدا کردم.

مشاهده لینک اصلی
Heidis Ten Life Enriching Lessons for Grownups: من معمولا کتابهای کودکان را در طول کریسمس مطالعه می کنم. نه تنها برای رسیدن به چالش خواندن من (من با 10 کتاب از این نوشتار عقب هستم) بلکه بیشتر کتاب های کودکان درس های زندگی را می توان یادآور خوبی برای سال آینده بود. سال نو همیشه به معنای شروع جدید، امید جدید است. آیا شما یادآوری می کنید زمانی که هنوز در مدرسه بودید و بعد از خواندن یک داستان در کلاس، معلم از شما خواسته بود درس هایی را که از آن یاد گرفتید، بپرسید؟ بنابراین، در این سال مجموعه ای از کتاب های کودکان، سعی خواهم کرد که ده درس را که من در هنگام خواندن یک کتاب خاص یاد گرفتم، ذکر کنم. (1) نماز قدرتمند است. گاهی اوقات ما احساس ناراحتی میکنیم و همه چیزهایی که از دست داده ایم دعا می کنیم. گاهی اوقات خداوند آنچه را که از ما میپرسد را نمیدهد، زیرا ممکن است هنوز هم برای ما خوب نباشد یا چیز دیگری وجود داشته باشد، بهتر است که او به ما بدهد. 2) طبیعت یک بار یک چشم انداز بود. هرگز در آلپ سوئیس، تنظیم این رمان نیست، اما یکی از فیلم های مورد علاقه من، \"صدای موسیقی @\" است و صحنه ای که ماریا در بالای کوه آواز می خواند با شکوه زیبایی دارد. با گرمایش جهانی و تداخل مداوم جنگل های سراسر جهان، من تعجب می کنم که چگونه این کوه به نظر می رسد در حال حاضر 3) وجدان شما می تواند شما را تحریک کند. پسر چوپان بز، پیتر، چیزی غیر قابل تحمل کرد و @ مرد کوچک @ در داخل او از او تعصب می کند که او نمی تواند بخورد، بخوابد و او را از همه افرادی که به کوه می آیند، دچار مشکوک می کند، زیرا فکر می کند عمویش به او می دهد پلیس. تا زمانی که تصمیم بگیرد حقیقت را بگوید. در این جهان از هرج و مرج، پر از فریب و خیانت، آن را به خوبی یادآوری می شود که هیچ آزار و عذاب و یا توجیه نمی تواند پوشش سوء رفتار و بی عدالتی. همه ما باید تمیز باشیم و هرچه زودتر بهتر شود. 4) هیچ چیز برای انجام کارهای خوب مقایسه نمی شود. این همه صداها مانند سخنان مادرانه و کیک در آسمان است. کلیشه ها با این حال، هدی چیزی در قلبش ندارد اما دوست دارد پدربزرگش، مادربزرگ، پیتر، کلارا و تمام شخصیتهای این کتاب باشد. در پایان، او خوشحال می شود. اگر تنها زندگی اینقدر ساده است. با این حال، همه ما می دانیم که ما آنچه که ما می پیوندیم دروغ می گوییم، پس چرا مقاومت کنید؟ بهتر است که در روشن و شاد باشیم. 5) هوای تازه، غذای تازه، آب تمیز، شادی زیاد است. اکثر بیماریها روانی هستند. اکثر بیماری ها ناشی از محیط زیست است. آلودگی استرس بیش از حد. غذای فراوری شده. فست فود. کلارا، نامعتبر است، زمانی که او با دوست دوست او Heidi در بالای کوه باقی می ماند. این بخش مرا از پسرک در راز باغ توسط فرانسیس هاگزون برنت یاد می کند. اما این کتاب، هدی برای اولین بار در سال 1880 منتشر شد و راز باغ در سال 1910 بنابراین این باید اصلی باشد. 6) کودکان می توانند عاقلانه تر از بزرگسالان باشند. این یک طرح بسیار کاربردی در کتاب های کودکان است اما هنوز هم درست است. ما بزرگسالان، ما والدین، چیزهای زیادی برای یادگیری از فرزندانمان داریم. اگر شما پدر و مادر هستید، این را می دانید. هیچ بحثی وجود ندارد. 7) بز می تواند مورد تحسین قرار گیرد. مادرم و پدرم سگ ها، گربه ها، مرغ ها، پرندگان، میمون ها، و غیره را دوست دارند. بنابراین، وقتی که من در استان رشد داشتم، حیاط خلوت ما مانند باغ وحش بود. با این حال، نمی دانستم که بز ها می توانند به خوبی نیز مراقبت کنند. گوشت بز گوشت یکی از موارد مورد علاقه برخی از مردان در اینجا در مانیل برای رفتن با آنها booise.8) آیا مقاومت در برابر تغییر. در عوض، آن را بپذیرید. هايدي به مقاومت در برابر تحصيل نرسيد. در عوض، او مواد و کتاب های خود را به کوه به ارمغان می آورد و با دوستش کلارا در آنجا تحصیل می کند. او حتی می آموزد که پیتر را بخواند. 9) واژه ها می توانند قدرتمند باشند به خصوص اگر کسی که آن را فرستاده است اعتبار داشته باشد. هايدي در زندگي اش چيزي تند و زننده نگذاشته است، ولي هنگامي که او سخن مي گويد، پيتر جلب توجه مي کند. مادر بزرگ، بدن ضعیف و غم انگیز به طور ناگهانی زمانی که هدی حدود 10 است، روشن می شود.) مردان پیر و خسته نیاز به دختران جوان دارند. نه، منظور من کثیف نیست هايدي متقاعد شده است كه به شهر بازگردد. او این نفوذ بسیار مثبت را برای همه اطرافش دارد از جمله پدربزرگ کنونی او. رمان بسیار مثبتی است سعید یکی از محبوب ترین کتاب های محبوب ترین در سوئیس است. این به 60 زبان ترجمه شده است و همه افراد در سراسر جهان آن را خوانده اند. اگر خواندن این را نداشته باشید، به خوبی مطالعه نمی کنید. (این صدایی که از طرف مزاحم من می آید، فکر نمی کنید؟)

مشاهده لینک اصلی
اغلب در دوران تحصیلات ابتدایی، حرفه من آشکار شده بود. آه، اما در آن زمان دوره ای بود که هیدلی را کشف کردم و آن را بخشی از بارها خواندید و آن را خواندید. زنگ. خواب به یون گرم در اتاق زیر شیروانی فرو رفت. خوردن بیش از حد پنیر. بنابراین من با ایده سوئیس، که وقتی از ما خواسته شد، در مورد درجه 6، جایی که ما برای تعطیلات تعطیل بودیم، من بودم - که هرگز در تعطیلات نبود زیرا ما راه را داشتیم بیش از حد ضعیف â € گفت: سوئیس. من فقط می توانستم از این موضوع دور شوم اما این واقعیت که مادر من در مدرسه عالی تحصیل کرده بود. از آنجایی که من زمانی که فشرده بود بیشتر توضیح دادم که ما با قایق رفتیم - یک تثبیت دیگر که در طول دوران کودکی داشتم، دریایی کردم - و مدت تعطیل فقط دو هفته بود، خبر به زودی از طریق این مدرسه پخش شد که مادر من درس را ترک کرده بود کار. در صورتی که شما تا به حال طرح را دریافت نکرده اید، من این فانتزی را در استرالیا جایی که من متولد و متولد شده بود می پوشانم. هرگز متوجه مشکلاتی که برای این شدم، آن را به حداقل بر نفوذ من برای هر چیز تاثیر نمی گذارد پس از آن، به عنوان یک بالغ، پنج بار توانستیم از سوئیس دیدن کنیم، عمدتا ژنو. به هیچ وجه قلمرو روستایی، اما هنوز. شما می توانید ژنو را به عنوان یک شهر زیبای زیبا ببینید. شما می توانید آن را از طریق چشم انداز استرالیا ببینید که دارای ویژگی های زیبایی شناسی از سن است که شهرستانها ما کمبود، و نه اشاره به زمینه کوهی مانند که ما هرگز در خانه دیده می شود. یا شما می توانید آن را ببینید، به عنوان یک کودک جوان، که رویاهای خود همیشه از مکان های دیگر بود، کشف کردم. من اعتراف می کنم که من در مورد این شهر سرگردان هستم، به این کوه های برف افتخار نگاه می کنم، احساس می کنم که من به نوعی به خانه آمده ام که از اثر عمیقی که این کتاب کاملا جادویی برای من داشت، وقتی که من خواندن آن خیلی زود است. من نمی دانم که آیا افراد دیگر به این فکر می کنند که آیا آنها بسته های کوچکی از امیدها و رویاها را که بعدها آنها را رها کرده اند، رها کرده اند، اما من انجام می دهم. این قلب من را از بین می برد، این ایده که من احتمالا ناامید شده بودم این چیزی بود که امیدوار بودم رویای من یک بار، و من آن را تجربه بسیار عاطفی در این رویا بود که من هر شب با هر شب به خواب رفتم. من واقعا نمی توانم به یاد داشته باشم، اما من امیدوارم او - من - همیشه اعتقاد بر این بود که رویاها به حقیقت برسند. بله، خوب. گاهی اوقات آنها انجام می دهند.

مشاهده لینک اصلی
با تشکر از همه احمقانه های بی روح، Disneyfied شده از طریق آن، داستان هایده قدیمی فقیر یک رپ خفاش می شود. در حقیقت، هدی هیچ سایتی ندارد و بیشتر به نقطه او، دوست او کلارا با صندلی چرخدار هیچ خجالتی ویکتوریا بنفش در حال مرگ است. وقتی که من هفت ساله بودم، خواننده خوبی بودم، این کتاب بزرگ بزرگ را در دامنه من گذاشتم و نیاز به چیزی سنگین داشتم که در سفرهای طولانی ماشین نگه داشته شود. این کار کرد من از فصل تابستان تپه ای خودم به سرزمین قله های کوه های بنفش و پریدن بز و برف که بالای پنجره ها در زمستان افتادم، از من بیرون رفت. هدی می آید که با پدربزرگش زندگی کند وقتی که او پنج ساله است، بالا بر روی کوه جایی که او ساکت و خاموش است و روستا در زیر است. برای سه سال آینده، او تقریبا هیچ کس دیگری را نمی بیند، اما گریت، پیتر، مادر، مادر بزرگ و بزها. او هرگز تنهایی نیست او مانند یک روح طبیعت است، با باد، آفتاب، درختان، عقاب و گل ارتباط برقرار می کند. تنها زمانی که عمه او می آید تا او را به فرانکفورت برساند، برای همراهی با بیمار، کلارا خانه دار، که احساس غربت و تنهایی را در آن قرار داده است. نجات هیدیس نیمه اول کتاب را به پایان می رساند، نیمه بیشتر مردم می دانند؛ چطور هیدی مردم را در زندگی خود بهبود می بخشد، نیمه دوم و جالب تر است. من تا این کتاب را تا آنجا که می توانم نسخه ی 1921 من تمام شده و از بین رفته است، به این کتاب برمی گردم. Spyri ایجاد یک جهان من می خواهم زندگی می کنند. من نمی دانم اگر آن را تا به حال وجود داشته است. عناصر ملودرام در داستان وجود دارد که گاهی اوقات برای کاخ مدرن شیرین است، اما مناظر زنده و صادقانه هستند و پاتو بیشتر احساس می شود.

مشاهده لینک اصلی
هدی یک دختر سفیدپوست پایه ای است که علاقمند به هوای کوه و بزها است.

مشاهده لینک اصلی
دسته بندی های مرتبط با - کتاب هایدی


#ادبیات اقتباسی - #ادبیات کودک و نوجوان - #ادبیات کلاسیک - #ادبیات سوئیس - #دهه 1880 میلادی - #کتاب هایی که به بیشترین زبان های دنیا ترجمه شده اند - #انتشارات پینه دوز - #یوهانا اشپیری - #مهسا طاهریان
#انتشارات پینه دوز - #یوهانا اشپیری - #مهسا طاهریان
کتاب های مرتبط با - کتاب هایدی


 کتاب نامو دختر آفریقا
 کتاب جزیره دلفین های آبی رنگ
 کتاب ایوان منحصربه فرد
 کتاب زندگی پشت و رو
 کتاب آوای وحش
 کتاب چشم انداز شنبه ها